یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم تو نگرانم نشو !! همه چیز را یاد گرفته ام ! یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی ! یاد گرفته ام ....نفس بکشم بدون تو......و به یاد تو ! یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن... و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم ! تو نگرانم نشو !! همه چیز را یاد گرفته ام ! و مهمتر از همه یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم ! اما هنوز یک چیز هست ...که یاد نگر فته ام ... که چگونه.....! برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم ... و نمی خواهم که هیچ وقت یاد بگیرم .... تو نگرانم نشو !! فراموش کردنت را هیچ وقت یاد نخواهم گرفت کاش از روز ازل فکر دل ما ميکرد يا نميداد به تو اينهمه محبت را يا مرا در غم دوری تو شکيبا ميکرد ! عمریست که با کلام تو بوده سر وکارم طی شد به رهت جان جهان لیل و نهارم جز مهر تو در دل به خدا هیچ ندارم مدحت شده در کوچه و بازار شعارم خدایا نمی تونم دلمو اروم کنم نمی تونم خودمو ببخشم بگو چکنم؟ کمکم کن بخوام از تو بگذرم من با یادت چه کنم تو رو از یاد ببرم با خاطراتت چه کنم حتی از یاد ببرم تو و خاطراتتو بگو من با این دل خونه خرابم چه کنم تو همونی که واسم یه روزی زندگی بودی توی رویاهای من داداش همیشگی بودی آره سهم من فقط از دوستی با تو یه حسرته بی کسی عالمی داره واسه ما یه عادته چطور از یاد ببرم اون همه خاطراتمو آخه با چه جراتی به دل بگم نمون برو دل دیگه خسته شده به حرف من گوش نمی ده چشم براه تو می مونه همیشه غرق امیده چشم براه تو می مونه همیشه غرق امیده مهربان ترينم هيچوقت دوست نداشتم اين روز و ببينم اين چيزارو ازت بشنوم حالا بهم حق ميدي كه چرا باهات درد دل نميكردم؟ چرا غمهامو نميگفتم ؟ الهي ميمردم و نميديدم ، نميديدم روزي كه خواهرم كسي كه هميشه و همه حال دوسش داشتم و دارم اينطوري بياد بياد و با خدا درد دل كنه و برا خاطر من از خداي خودش طلب بخشش كنه خدايا تو رو قسم به خدائيت قلبشو آروم كن آرامشي بهش عنايت كن كه لايقش هستش خدايا مشكل از من بود ، از من بگذر و روحم را در آرامش ابديت قرار بده بار پروردگارا بهترين دوست و مونسم را در تمام مراحل زندگيش سرافرازانه بتازان و در همه جا به اوج معرفت برسان خدايا مرا ببخش و خواهرم را غرق در آرامش كن آمين يا رب العالمين خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش خدايا منو ببخش چند روزه که این کلام ورد زبونم شده اخه هر چی از خدا طلب بخشش کنم هنوزم کمه اخه من با خود خواهیام هیچ کس و هیچ چیزی رو نمی دیدم حتی محبتهای داداشمو فکر میکردم چون خوب هستم لایق این همه محبتم ولی حالا میبینم همه محبتها به خاطر خوبی و گذشت داداش بوده اون بوده که از خودش و حقش گذشت تا من شاد باشم و غصه نخورم خدایا منو ببخش که هیچوقت داداشو غماشو و ناراحتی هاشو ندیدم حالا هر چی غصه بخورم گذشته بر نمیگرده که من جبران کنم اول از خدا و بعد از داداشم میخوام که منو ببخشه سلام خداي بزرگ و مهربونم صبح بخير ديشب به تمام روزايي كه بهم عمر دادي كه رو زمينت باشم كفر گفتم و دل شكوندم حالا اومدم از همه ، از تو ، از خودم و همه و همه عزيزام معذرت ميخوام خدا جون خودت بهتر ميدوني كه دلم گرفته بود خسته بودم و .... حالا اومدم ازت معذرت ميخوام مهم اينه كه تومنو ببخشي آخه عزيزام با بخشش تو منو ميبخشن چون تو رحمان و رحيمي و از ت ميخوام عزيزايي كه دلشونو شكستم توفيق عشق تو زندگيشون عطا كني دستي بر دعا ميارم و تورو به حقانيت خداونديت قسمت ميدم هميشه و همه حال پشت و پناه عزيزانم باشي خواهرم و دوستام خيلي در حق من خوبي كردن خدا خدايا زندگيشونو پر از خوبيهاي عاشقانه كن همينجا هم از اونا و همه كسايي كه ميان اينجا و منو ميشناسن درخواست عاجزانه ميكنم كه منو ببخشن و حلالم كنن من غير خودم كسي رو نديدم چشمامو بستم و خودمو ديدم و خودم درحالي كه عشق اونان عشق بودن با بقيه است دوستي با خدا و شاكرش بودم بودن كنار ديگران هستش زياد حرف زدم ببخش خدا فقط يه كلمه خدايا منو ببخش تا ببخشنم بازم روش یه روز بعد مرگ همشو میخونین اول ذی الحجه، سالروز ازدواج فرخنده حضرت فاطمه (س) و حضرت علي (ع) این روز رو به همه دوستداران اهل بیت مخصوصا داداش خوب و مهربونم و خانواده مخترمش تبریک عرض می نماییم و از خدا واسشون سلامتی و طول عمر وخوشبختی ارزو میکنم اي نگاهت نخي از مخمل و از ابريشم چند وقت است که هر شب به تو مي انديشم
به تو آري ، به تو يعني به همان منظر دور به همان سبز صميمي ، به همبن باغ بلور
به همان سايه ، همان وهم ، همان تصويري که سراغش ز غزلهاي خودم مي گيري
به همان زل زدن از فاصله دور به هم يعني آن شيوه فهماندن منظور به هم
به تبسم ، به تکلم ، به دلارايي تو به خموشي ، به تماشا ، به شکيبايي تو
به نفس هاي تو در سايه سنگين سکوت به سخنهاي تو با لهجه شيرين سکوت
شبحی چند شب است آفت جانم شده است اول اسم کسی ورد زبانم شده است
در من انگار کسی در پی انکار من است یک نفر مثل خودم ، عاشق دیدار من است
یک نفر ساده ، چنان ساده که از سادگی اش می شود یک شبه پی برد به دلدادگی اش
آه ای خواب گران سنگ سبکبار شده بر سر روح من افتاده و آوار شده
در من انگار کسی در پی انکار من است یک نفر مثل خودم ، تشنه دیدار من است
یک نفر سبز ، چنان سبز که از سرسبزیش می توان پل زد از احساس خدا تا دل خویش
رعشه ای چند شب است آفت جانم شده است اول اسم کسی ورد زبانم شده است
آی بی رنگ تر از آینه یک لحظه بایست راستی این شبح هر شبه تصویر تو نیست؟
اگر این حادثه هر شبه تصویر تو نیست پس چرا رنگ تو و آینه اینقدر یکیست؟
حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش عاشقی جرم قشنگی ست به انکار مکوش
آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود آن الفبا که همه ورد زبانم شده بود
اینک از پشت دل آینه پیدا شده است و تماشاگه این خیل تماشا شده است
آن الفبای دبستانی دلخواه تویی عشق من آن شبح شاد شبانگاه تویی هدیه ای از قلب عاشقم برای قلب عاشقت مزین با اشک های شبانه ام و پیچیده در صندوق اسرارهای جاودانمان هدیه ای که به آسانی به دست نیاورده ام نه به آسانی آشنایی نگاههایمان و نه به آسانی پیوند دلهایمان این هدیه ای است از قلب عاشقم برای قلب عاشقت یک سلام دوباره، برای شکفتن شکوفه عشق در قلب زمستانی ات برای یادآوری سلام ها و پیمان ها و دردهایمان برای توآورده ام این هدیه را این سلام را هدیه ناچیزم فدای قدم های پراز تردیدت بیا، بیا و بپذیر هدیه ناچیز مرا چشم های منتظرم را پاسخی ده اگر پذیرای سلام من باشی این چشم ها تا افق برایت اشک شوق خواهند ریخت و لبهایم از ترنم پاسخ تو دست دوستی با لبخند خواهند داد.
یکی میگه یک سال دیگه بیهوده گذشت
یکی میگه یک سال بزرگتر شدم
یکی میگه یک سال پیرتر شدم
یکی میگه یک سال دیگه تجربه کسب کردم
یکی میگه یک سال به مرگ نزدیک تر شدم
یکی هم اصلا براش مهم نیست و هیچی نمیگه.
منم یک سال بزرگتر شدم ... یکسالی که نمی دونم توش واقعا تونستم « بزرگ » بشم یا نه ؟ ... تونستم با مشکلات خودم کنار بیام ؟ ... تونستم همونی باشم که هستم ؟ ... تونستم بعضی از عیب هام رو برطرف کنم ؟ ... تونستم کسی رو نرنجونم ؟ ... تونستم دل کسی رو شاد کنم ؟ ...
نمی دونم ... باید فکر کنم ... شاید اونجوری که می خواستم باشم نبودم....ولی یکسال بزرگتر شدم...اونم خیلی سریع
نمره ی بیست کلاسو نمی خوام
من فقط واسه چش تو جون می دم
عاشقای بی حواسو نمی خوام
من تو رو می خوام اونارو نمی خوام
نفسم تویی هوارو نمی خوام
عشق رو نقطه ی جوشو نمی خوام
دوره گرد گل فروشو نمی خوام
اونی که چشاش به رنگ عسله
مجنون خونه به دوشو نمی خوام
من تو رو می خوام اونارو نمی خوام
نفسم تویی هوارو نمی خوام
من کسی با قد رعنا نمی خوام
چشای درشت و گیرا نمی خوام
دوس دارم قایق سواری رو ، ولی
جز تو از هیچ کسی دریا نمی خوام
من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
نفسم تویی هوارو نمی خوام
موهای خیلی پریشون نمی خوام
آدم زیادی مجنون نمی خوام
می دونی چشم منو گرفتی و
جز تو هیچی از خدامون نمی خوام
من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
نفسم تویی هوا رو نمی خوام
چشم شرقی سیاهو نمی خوام
صورتای مثل ماهو نمی خوام
آخه وقتی تو تو فکر من باشی
حق دارم بگم گناهو نمی خوام
من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
نفسم تویی هوا رو نمی خوام
حرفای نقره ای رنگ رو نمی خوام
او دو تا چشم قشنگو نمی خوام
حتی اون که بلده شکار کنه
صاحب تیر و تفنگو نمی خوام
من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
نفسم تویی هوا رو نمی خوام
شعرای ساده و تازه نمی خوام
اونکه می گه اهل سازه نمی خوام
من دلم می خواد تو رو داشته باشم
واسه ی اینم اجازه نمی خوام
من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
نفسم تویی هوا رو نمی خوام
سفر دور جهانو نمی خوام
رنگای رنگین کمانو نمی خوام
لحظه و ساعت عمر من تویی
تو که نیستی من زمانو نمی خوام
من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
نفسم تویی هوا رو نمی خوام
فالای جور واجور رو نمی خوام
نامه های راه دور و نمی خوام
واسه چی برم ستاره بچینم
ماه من تویی که نور و نمی خوام
من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
نفسم تویی هوا رو نمی خوام
آذر و خرداد و تیر نمی خوام
آدمای سر به زیر نمی خوام
من خودم تو چشم تو زندونیم
حق دارم بگم ، اسیرو نمی خوام
من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
نفسم تویی هوا رو نمی خوام
حرف خیلی عاشقونه نمی خوام
دل رسوا و دیوونه نمی خوام
یا تو ، یا هیچکس دیگه به خدا
خدا هم خودش می دونه ،نمی خوام
خرداد و اردی بهشت و نمی خوام
بی تو من این سرنوشتو نمی خوام
یکی پرسید اگه آخرش نشه
حتی این خیال زشتو نمی خوام
من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
نفسم تویی هوا رو نمی خوام
بی تو چیزی از این عالم نمی خوام
تو فرشته ای من آدم نمی خوام
می دونی خیلی زیادی واسه من
همیشه عادتمه ،کم نمی خوام
من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
نفسم تویی هوا رو نمی خوام
من و باش شعر و نوشتم واسه کی
تویی که گفتی شما رو نمی خوام
حق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست
دیگر دلم هوای سرودن نمی کند
تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست
سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گریه های عقده گشا در گلو شکست
ای داد، کس به داغ دل باغ دل نداد
ای وای ، های های عزا در گلو شکست
آن روزهای خوب که دیدیم ، خواب بود
خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست
" بادا " مباد گشت و " مبادا " به باد رفت
" آیا " ز یاد رفت و " چرا " در گلو شکست
فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست
تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
بغضم امان نداد و خدا .... در گلو شکست
| Design By : Night Skin |
